تبلیغات
<این قالب مخصوص وبلاگ لاو می باشد> مطالب عاشقانه عکس عاشقانه رمان عاشقانه LOVE - ملاقات

مطالب عاشقانه عکس عاشقانه رمان عاشقانه LOVE

مطالب عاشقانه عکس عاشقانه رمان عاشقانه LOVE

یادش بخیر اولین روز ملاقات من و احمد روز بارونی بود ۲۱ آذر ماه چقدر دوستش داشتم رو فقط خدا میدونه حاضر بودم جون براش بدم اولین روز آشنایمون۱۴آذر ماه باد....

من ک هیچ وقت یادم نمیره یک سال رو بخاطر اون هر کاری بگی کردم از رفیق گرفته تا خانواده با همه مقابله میکردم  فقط واسه اون....

راستش میدونین خر شده بودم ....

فکر میکردم دیگه مال هم شدیم واقعا فکر میکردم با هم 
ازدواج میکنیم به پاش نشسته بودم...
ولی اینو یادم نمیره ک روز تولدش بهم گفت ن من با تو اصلا...!!!
و این بود ک واسه همیشه قیدشو زدم...!!!
از اون به بعد هرکس بهم میگفت من تو رو واسه ازدواج میخوام فقط بهش پوز خند میزدم و میگفتم هه باش از شوخی بگزریم....
اما بچه ها من کلا احمد رو فراموش کردم هیچ حسی بهش ندارم
الان با ینفر هستم ب اسم جواد خدایی خیلی آقا هستش خیلی

عاشقشم الان سربازی هستش وای خدا میدونه چقدر دلم براش تنگ شده
خیلی غیرتی هستش

وقتی میشینم کنارش از خجالت سرخ میشه...

دیگه از این جور پسرا کم پیدا میشه و من خیلی جوادم رو دوستش دارمیعنی عاشقشم!!!


+نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر 1392 ساعت12:40 ب.ظ توسط ASHKAN | نظرات |